امروز پنجشنبه 1 مهر 1395
امروز ساعت تقریبا 9 شد تا صبحونه بخوریم و وسایلمون رو جمع کنیم و راه بیفتیم... راه افتادیم و حرکت کردیم به سمت تهران... تقریبا تو کل مسیر خواب بودم و نیمه بی هوش... هی بیدار می شدم و هی می خوابیدم... نمی دونم چرا اینطوری ام...کلا یهو بیهوش می شم...تو مسیر توقف زیادی نداشتیم فقط تو سبزوار وایسادیم و بنزین زدیم و چایی خوردیم و تا شاهرود اومدیم و نهار خوردیم و بعدش هم تا گرمسار یه سره اومدیم... تو کرمسار دم دانشگاه کار داشتیم که وایسادیم و نیما بیمه نامه های مسولین داشنگاه رو داد و برگشتیم به سمت تهران... پاکدشت خیلی شلوغ بود و کلا ملت هم خیلی ب دفتر خاطرات...
ما را در سایت دفتر خاطرات دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 7
تاريخ: شنبه
10 مهر
1395 ساعت: 9:55